|
ما چند روز پیش اولین آزمون عملی را به هندی ها دادیم... با شادی و اندکی درد! ۱ بگذارید نکاتی از شیوه امتحانات در اینجا بگویم که برای مسافران فردا شاید مفید باشد: چند هفته قبل از امتحانات هر دانشجو باید فرمی را پر کند، مبلغی پرداخت کند و برای دریافت کارت ورود به جلسه (Hall Ticket) بعداْ مراجعه نماید. امتحانات عملی (Practical Exams) که در رشته ما نیمسال اول (1st Semester) به دو درس: C Programming Lab و Assembly Language Programming Lab (ALP Lab) خلاصه می شود، قبل از امتحانات کتبی (Theory Exams) برگزار می گردد. نحوه امتحان به این صورت است شما برگه پاسخنامه (Answer Sheet) خود را انتخاب می کنید و دو سوال در آن نوشته شده که مثلاْ در درس برنامه نویسی به زبان C شامل نوشتن دو برنامه است. فصل های هر کتاب به دو بخش (Section) تقسیم می گردد و از هر بخش یک مسئله عنوان می گردد. شما می بایست ابتدا برنامه ها را روی پاسخنامه نوشته و به استاد ناظر که نماینده Bangalore University در امتحانات است نشان بدهید و پس از گرفتن اجازه آن را بر روی PC آزمایش نمایید، سپس خروجی را با تایید وی زیر برگه پاسخنامه اضافه کنید. آنگاه به سؤالات شفاهی که به زبان هنگلیسی ۲ پرسیده می شود پاسخ دهید. نمره قبولی ۳۲ از ۸۰ است. در شهر بنگلور صدها دانشکده یا کالج وجود دارد که این ها زیر نظر ۲۳ دانشگاه اصلی مشغول به کارند.۳ بنابراین چه در امتحانات کتبی و چه عملی طرف شما ناظران بداخلاق و سخت گیر دانشگاه مادر هستند نه استاد کالج خودتان. در مورد امتحانات کتبی باید بگویم کلیه امتحانات به صورت هماهنگ برگزار می شود و مثل امتحانات نهایی ایران سربرگ شما در دانشگاه مادر (در مورد ما Bangalore University) جدا می شود و سپس نمرات شما به کالج بر می گردد. هر گونه تقلب سر جلسه ۳ تا ۵ سال محرومیت از تحصیل در کلیه کالج ها، دانشگاه ها و حتی مؤسسات خصوصی هند را به دنبال دارد. بوده اند ایرانیانی که از دوست خود به فارسی تقاضای خودکار کرده اند اما مراقب ادعا کرده که شما فارسی حرف زده اید، من از کجا بدانم تقلب نکرده اید. کالج ما که در مورد پوشیدن یونیفرم بسیار حساس است و حتی در صورت نداشتن کراوات استاد شما را سر کلاس درس بازخواست می کند۴، در فصل امتحانات پوشیدن آن را به دلیل جیب های زیادی که کت و شلوار دارد ممنوع کرده است! نکته خواندنی دیگر اینکه ایرانی ها به کلاس های عملی اصطلاحاْ می گویند: "کلاس سکسی". چون Lab که واژه انگلیسی آزمایشگاه است پس از ترکیب شدن با جملات فارسی معانی جالبی پیدا می کند. مثلاْ «فردا باید به فلان استاد، امتحان لب بدهیم.» خلاصه در اولین امتحان با وجود فرصت کمی که پس از رسیدن به بنگلور داشتیم۵ با تکیه بر اطلاعات و تجربه پیشین در برنامه نویسی موفق شدیم هر دو مسئله را اجرا (Execute) کنیم. تا ببینیم اوستا کریم و دانشگاه بنگلور چه آشی برایمان پخته اند. ۶ ۱- کاشفان فروتن شوکران - شاملو ۲- هند مستعمره انگلیس بود اما هندی ها اشک انگلیسها را در آوردند چون زبان عزیزشان را با لهجه افتضاح و حتی تلفظ حروف غلط نابود کردند. من از این به بعد اسم این چیزی که هندی ها به آن می گویند انگلیسی ِ بی عیب و نقص را می گذارم هنگلیسی! ۳- بنگلور از لحاظ تعداد دانشگاه در یک شهر در رتبه اول جهان قرار دارد. همچنین سرفصل های دروس از ایران بسیار کامل تر است و برخی از درس هایی که در ایران سال سوم مهندسی به صورت ناقص تدریس می شد، ما بیچاره ها اینجا باید ترم اول آن هم به صورت مفصل بخوانیم. ۴- برعکس ایران ۵- دیرکرد ما تقصیر موسسه اندیشه گستر شیراز به سرکردگی آقای دانشمند (لعنت الله علیه) بود که تا امروز هنوز هم نفری ۱۵۰۰ دلار از او طلبکاریم. ۶- التماس 2A
به قلم علی بابا در شنبه بیست و هشتم آبان 1384 و ساعت 15:43
به نظر شما هموطنانی که در وطن مظلوم و ستمدیده ما زندگی می کنند، نزد خداوند عزیزترند یا هجرت کنندگان غربت نشین؟ حتماً پاسخ می دهید: «البته مظلومان به بهشت می روند و ساحل نشینان خوش نشین به جهنم.» نخیر جانم پاسخ دقیقاً برعکس است. بر اساس کلام الهی فرشتگان پس از مرگ از مظلومان می پرسند: «آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن سفر کنید؟» البته ایزد عادل که به قول مارمولک اِندِ مرام و معرفته برای آنان که توانایی سفر ندارند یک آیه مجزا گذاشته و استثنا قائل شده: ««« آیه ۹۷: آنان که هنگام قبض روح ظالم و ستمگر به نفس خویش بمیرند، فرشتگان از آنها باز پرسند: «که در چه کار بودید؟» پاسخ دهند که «ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم.» فرشتگان گویند: «آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن سفر کنید؟» مأوای ایشان جهنم است. بازگشت آنها به جایگاه بسیار بدی است. آیه ۹۸: مگر آن گروه از مردان و زنان و کودکان که به راستی ناتوان بوده اند که گریز و چاره ای بر ایشان میسر نبود و راهی به نجات خود نمی یافتند. آیه ۹۹: آنها امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند که خدا گناهشان را می بخشد که خدا بخشنده و آمرزنده بندگان است. آیه ۱۰۰: و هر کس در راه خدا از وطن خویش هجرت کند، در زمین برای آسایش و گشایش اُمورش جایگاه بسیار خواهد یافت و هر گاه کسی از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید و در سفر، مرگ، وی را فرا رسد، اجر و ثواب چنین کسی بر خدا است و خدا پیوسته بر خلق آمرزنده و مهربان است. »»» نکته دیگر این است که مرام و معرفتی که مارمولک با زبان ساده و عامه پسند خود به آن اشاره می کند در این چند آیه با رنگ متفاوت مشخص شده و غلظت آن نسبت به صفات غضب آلود خداوند که بسیار مورد علاقه ملا جماعت است، مشهود است. آخرین نکته اینکه برای استناد به قرآن من در چند ترجمه تحقیق کردم و متوجه شدم اشتباهات و تناقضات فاحشی در ترجمه های فارسی قرآن وجود دارد که از این بابت بسیار شگفت زده هستم. اما با رجوع به متن اصلی عربی و اندک اطلاعاتی که از عربی داشتم ترجمه درست به راحتی قابل تشخیص بود.
به قلم علی بابا در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 و ساعت 13:41
از مسجد آوای جوشن کبیر می آید، مسیحیان به ناقوس خود می کوبند و هندویان ترقه بازی می کنند تا خدای ثروت و خوشبختی از خواب بیدار شود... در این میان:
کسانی شبانه، با دختران تایلندی همخوابه می شوند... کسانی از پس روبنده تنها چشم هایشان پیدا است... کسانی به سوی زمین کریکت، چوبشان را در هوا پر می دهند... کسانی گره کراواتشان را در راه کنفرانس لینوکس تنگ می کنند... کسانی نیمه های شب، فضولات گاو را برای تبرک به صورت خود می مالند... کسانی برای ملاقات سایی بابا در صف سه روزه می خوابند... کسانی ...
به قلم علی بابا در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 12:12
صفحه اول روزنامه Times of India برای یک هفته به تصاویر بنگلور سیل زده اختصاص داشت: پارکینگ آپارتمان ما بیشتر به استخر شبیه بود. صاحب آپارتمان در هفته ای که گذشت با یک مشت کارگر و چند پمپ دیزلی سعی می کرد آب ها را خارج کند. اما زمین اشباع شده بود و از چاه آسانسور آب بلافاصله بالا می آمد. صاحبخانه می گفت: «در ایران شما نفت از زمین می جوشد و اینجا آب.» منطقه ما پایین تر از سطح میانگین قرار دارد. در پارکینگ آپارتمان - که تنها راه ورود و خروج است - چندین حلقه چاه برای چنین روزی تعبیه شده که همه شان پر شده بود و از آنها آب می جوشید. برای یک هفته آب و برق ساختمان قطع بود. چون آب وارد کنتورها شده بود و هنگامی که برق قطع شود تانکرهای پشت بام که با پمپ برقی پر می شوند خیلی زود تخلیه می شوند. وضعیت بهداشت و ریش و ظروف و دیگر مسایل را خودتان تصور کنید. همه اینها نتیجه یک شب از باران های بی رحم بنگلور بود. فهمیدم بیخود نیست که می گن: «هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.»
به قلم علی بابا در شنبه هفتم آبان 1384 و ساعت 20:0
در فرودگاه بین المللی دبی، بخشی از سرزمین اعراب، به خوبی می شد اقوام و ملل گوناگون را در پوشش های متفاوت نظاره کرد: هارمونی در عین بی نظمی.
...و من یادم افتاد: گیسوان زن تا چه اندازه ظریف و زیباست. احتمالاً به این خاطر که نقاشش جمیل است و جمال را دوست دارد. دکتر مورتون مظاهری پزشک سرشناس ایرانی، جراح پلاستیک و متخصص زیبایی می گفت: «روزی این نظریه من ثابت می شود که هیچ لذتی برای مرد بالاتر از دیدن زیبایی های زن وجود ندارد.» [پنجه اش باز کرد و گفت یک وجب...] دیدار بی پرده با گیسوان آزاد زنانی که سنگینی هیچ نگاه مزاحمی آزارشان نمی داد، آن هم به دور از هراس گزمه ها تجربه ی تازه ای بود. آنجا اما هیچ خطری زن را تهدید نکرد و هیچ مردی با دیدن موی زن چونان بَدَویان به او حمله ور نشد. مهم نیست! گویا همین که اعراب بدویت بدین گونه بوده اند کافی است تا بانوان، امروز در سرزمین من و تو به زور چارقد بپوشند و قیمت خونشان نصف مردان باشد.
به قلم علی بابا در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 4:1
|
|












