Graduation Ceremony 2008
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:16  توسط علی بابا
|
خاطرات مسافری آشنا بر بال الکترون های بی پروا...
ما آدم ها گاهی تمام شخصیت های زندگی مان را به دو دسته تقسیم می کنیم: آنهایی که به خاطرشان می جنگیم و آنهایی که احساس می کنیم با ما می جنگند. زندگی اما بازی های شگرفی دارد. لحظه هایی هست که بیداری به ما کمک می کند بهتر بشنویم و بهتر ببینیم. گاهی تمام این دو دسته به یکباره نقش هایشان وارونه می شود. آنوقت از اینکه مقابل پشتیبانان راستین مان جبهه گرفته بودیم، افسوس می خوریم. فکر می کنم در این لحظات دو چیز حس همذات پنداری عجیبی در من ایجاد می کند: تماشای فیلم Awake و شنیدن ترانه Why اثر Enigma !!
انوری عزیزم این ترانه را در روز آفتابی تولدت از من بپذیر:
پیش گفتار:
...و اما قصه نوروز و تراولوگ پاندیچری :
در خانه نشسته بودیم که یاور همیشه مؤمن، امیر حسین با ما مماس شد (تماس گرفت) که...