|
اول پوزش بابت تاخیر در به روز رسانی که علتش امتحانات ترم اول است و ان شاء الله به زودی مرتفع می شود و سفرنامه ما روی غلتک (یا شاید قلتک یا شاید هیچکدام) می افتد. و اما حکایات تلخ و شیرینی از سپران عمر گروه ایرانی در بنگلور: جمعیت ایرانیان بنگلورنشین افرون بر ۳۰۰۰ نفر است. این جماعت معمولاْ در حال فرار از دست یکدیگرند. شاید خجالتی هستند یا شاید دوست ندارند اگر مرتکب گناهی می شوند، هموطنان آنها را ببینند. شاید خیری از هموطنانشان ندیده اند یا شاید هم خیری نداشته اند که به آنها برسانند. نمی دانم، من در کار این جماعت مانده ام. ۱- می گویند زمانی در بنگلور محله ای بوده و در آن محله آپارتمانی بوده که ۱۲ واحد آن را ایرانیان پر کرده بودند. این ۱۲ گروه برای یک سال به خوبی و خوشی در کنار هم (البته با حفظ فاصله شرعی) زندگی کرده اند و پس از یک سال هر ۱۲ گروه آنجا را ترک کرده اند. البته ما در حال تحقیق هستیم تا ببینیم مشکل احیاناْ از نگهبان آپارتمان نبوده باشد و اقلیت ایرانی بی جهت بدنام نشود!! ۲- در همین حال همین جماعت پاره پاره که سر همدیگر کلاه هم می گذارند و حتی کلاه یکدیگر را بدون توجه به سردی هوا برمی دارند، وقتی پای قوم اجنبی در میان باشد مثل ملکول های سریش با هم متحد می شوند. خصوصاْ اگر با ملیت اعراب طرف باشند. به عنوان مثال اگر دختری ایرانی با پسری عرب دوست باشد و فقط دوست باشد، خون آن دختر! مباح است. در غیر این صورت (یعنی اگر خیلی دوست باشد!) خونش واجب عینی است. ۳- در همین اثنی، سال گذشته اعراب هم از غیرت این جماعت۱ بی نصیب نمانده اند. چرا که باخبر شدیم یک ایرانی مبتکر طی مشاجره ای که با یکی از اعراب مقیم بنگلور داشته، به منظور لشکر کشی و نزاع، پیغامی را با تلفن همراه به دوستان خود می فرستد که دست به دست می چرخد و در نتیجه قریب به ۲۰۰۰ نفر در MG Road جمع می شوند۲ و مقابل لشکر ۱۵ نفری اعراب صف می کشند!۳
۱- حمل غیرت به خارج از کشور شامل هیچ گونه اضافه بار و عوارض گمرکی نمی شود. ۲- معروف ترین خیابان بنگلور که نام کامل آن Mahathma Gandhi Road است. ۳- جالب بود، نه؟ پس تا بعد...
به قلم علی بابا در پنجشنبه سوم آذر 1384 و ساعت 18:59
|
|

