هنری فورد: «مردم همان گونه اند كه تربيت مي شوند.»
بچه ها را همیشه دوست داشته ام. اگرچه آنها هزاران سال است مثل خود ما روزی بزرگ شده اند و همان کارهایی را کرده اند که آدم بزرگ ها می کنند: جنگ، کینه ورزی، کلاه برداری و ...
من نمی دانم چرا هنوز هم دوست دارم بچه ها را ناجیان فردای زمین نام دهم. شاید چون امید همیشه شیرین بوده و حل مشکلات بشریت را به نسل آینده واگذاردن خیلی راحت تر از اصلاح خویشتن است!
چند وقت پیش من حوالی دروازه ورودی آپارتمان منتظر یکی از دوستان بودم. بچه های محل مشغول بازی بودند. با یکی از دختر بچه ها که خانه شان درست روبروی آپارتمان است به انگلیسی چند کلمه گفتگو کردم. فکر نمی کردم اینقدر خوب حرف بزند. واژه ها را از برخی اساتید دانشگاه هم بهتر تلفظ می کرد! از آنها خواستم جمع شوند تا چند عکس بگیرم. انگار دنیا را بهشان داده بودند:

همبازی ها از سه گروه تشکیل می شدند. از راست به چپ:
۱- پسر بچه شیطان، پروسانا (Prosana) و خواهرش اسکوتی (Scooti) بچه های نگهبان آپارتمان
۲- دختر خانه روبرو (پیراهن نارنجی)
۳- بچه های خانه مجاور.
تا بازی بچه ها بوده، کتک کاری و قهر و آشتی و اشکنک و سر شکستنک! هم بوده. گویا بچه های هندی هم از این قاعده مستثنی نبودند:
به گفته شاهدان عینی صدای گریه دختر همسایه باعث شد مادربزرگ شاکی اش در محل حاضر شود و تحقیقات را برای یافتن متهم اصلی آغاز نماید. پس از پرس و جو و تحقیقات لازم کاشف به عمل آمد "پروسانا" پسر بچه شرور نگهبان آپارتمان طی یک اقدام بی رحمانه و بی شرمانه سینه دختر همسایه را گاز گرفته و از محل متواری شده. پس تلاش ماموران انتظامی بنگلور بزرگ-منطقه بوپساندرا، متهم توسط خانواده اش دستگیر و به چند دقیقه حبس در صندوقچه کنار پارکینگ محکوم شد:

لازم به ذکر است "اسکوتی" خواهر متهم با شعف خاصی شاهد کلیه مراحل مجازات بود:

پی آمدهای ذهنی:
۱- فکر نمی کردم گیتا (همسر نگهبان آپارتمان) هم دغدغه تربیت و تنبیه و اینجور چیزهای فرزندش را داشته باشد.
۲- از گیتا پرسیدم چرا زبان انگلیسی پروسانا و اسکوتی مثل بقیه بچه ها خوب نیست. برایم گفت که کلاس زبان و مدرسه های خصوصی چقدر شهریه می گیرند و او از عهده مخارجش بر نمی آید.
۳- با اینکه دل خوشی از نگهبان و زنش نداریم دلم برای بچه ها سوخت و دوست داشتم به او کمک کنم. خدا کند وقتی پولدار شدم بچه ها هنوز بزرگ نشده باشند!