قرار بود در این پست قصه ته نشین شده ی «ناندی هیلز» را بازگو کنم. شما هم چه توقع ها از آدم دارید! این معلم IELTS ما شاشش تنده و دهن ما رو مورد عنایت خودش قرار داده. مجبورمان کرده روزی یک تست کمبریج بزنیم و من دیگه وقت نکردم «قصه ناندی هیلز» رو تایپ و ویرایش کنم. بجاش چند تا خبر بی مزه و بلند برایتان نوشتم:
-
سیمبا در این فصل بهار که موسم جفت گیری است خیلی بی قرار بود. چند بار اقدام به فرار کرد که ناکام بود. در جریان کشف و ضبط سیمبا مجبور شدیم ساعت ۲ نیمه شب با چراغ قوه و پای برهنه از دیوار همسایه بالا برویم! امروز تصمیم گرفتیم سیمبا رو ببریم منزل یکی از دوستانی که گربه شان از جنس لطیف است ...و آقا قراره اقدام به ازدواج موقت بفرمایند تا عطش شان فروکش کند!
از سوی دیگر شهرداری بنگلور در پروژه جمع آوری سگ های ولگردِ* کثیفِ پرسر و صدای مرتدِ کمونیست، با شکست مواجه می شود و گروهی از انجمن های حامی حقوق حیوانات با این عمل ستیزه جویانه و ضدبشری! مخالفت می کنند.
-
امروز مصادف با روز تولد یکی از دوستان است. باید ایمیلی برای تبریک بفرستم.
(Inspired by South Park)... ایمیل محبت آمیزی که با این جمله خاتمه می یابد:
Hairy Nipples*, Fat Ass !!
- تا روزی که «رویاهای گمشده» * به صندوقچه ذهن مان تلنگر می زند؟
- تا روزی که دفترچه های خاطرات مان در چمدان جا می شود؟
- تا روزی که بلاگفا از سرورهایش بکآپ می گیرد؟
- هیچکدام!
(*) دنبالک های این پست:
| KHABE SOBH! >> HatTa 5 miN << | طومار و تظاهرات و علمشنگه | فرودگاه تازه تاسیس بنگلور |
| Nipple | دکتر راج کومار | سیمبای خوشبخت | سگ های ولگرد بنگلور | بدرود | یادگاری های الکترونیک |
|
کارد بخوره این شکم |
رویاهای گمشده |
به قلم علی بابا در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 17:7